تولید ضمائم و مستندهای مجموعه دی‌وی‌دی‌های مسعود کیمیایی در مراحل پایانی قرار دارد

مستند درباره 9 فیلم مسعود کیمیایی به تهیه‌کنندگی و کارگردانی نیما حسنی‌نسب ساخته شد + 14 عکس‌ از این مجموعه مستند
5f0189be3101d3f7924295fd222be85e
سینمای ما- کار تولید ضمائم مجموعه دی‌وی‌دی‌های مسعود کیمیایی در مراحل پایانی قرار دارد. نیما حسنی‌نسب کار ساختن 9 فیلم مستند در مورد 9 فیلم‌ مسعود کیمیایی را به پایان رساند که قرار است در قالب یک پکیج DVD به بازار عرضه شود. حسنی‌نسب درباره این مجموعه فیلم‌ها گفت: «چندی پیش موسسه رسانه‌های تصویری معاونت سینمایی وزارت ارشاد تصمیم به تولید و گردآوری مستندهایی با موضوع کارگردانان برجسته و آثار شاخص سینمای ایران گرفت. اولین مجموعه هم به مسعود کیمیایی و فیلم‌هایش اختصاص پیدا کرد و تهیه‌کنندگی و کارگردانی اولین مجموعه مستندها در مورد فیلم‌های این فیلمساز شاخص سینمای ایران به من واگذار شد. این اولین بار است که در بازار محصولات فرهنگی و نمایش خانگی چنین مجموعه‌ای تولید می‌شود.»

حسنی‌نسب درباره ویژگی‌های کارش در این مجموعه چنین توضیح می‌دهد: «این پکیج از 10 عدد DVD تشکیل شده که در هر دی‌وی‌دی علاوه بر نسخه با کیفیت بالا و با تصحیح نور و صدا از فیلم‌های کیمیایی، یک مستند شامل تصاویر آرشیوی و پشت صحنه‌ها، مصاحبه‌های اختصاصی با بازیگران، عوامل فیلم و شخص کیمیایی و تصاویر مختلف دیگر است؛ تصاویری مثل پشت‌صحنه «تیغ و ابریشم»، «تجارت»، کنفرانس کیمیایی در جشنواره برلین درباره «دندان مار»، ضبط موسیقی فیلم‌ها توسط گیتی پاشایی فقید در استودیو و تصاویر بکر و دیده‌نشده دیگر..»
 زمان هر کدام از این مستندها بین 40 تا 60 دقیقه است. فیلم‌های حاضر در  این مجموعه عبارتند از: «سفر سنگ»، «تیغ و ابریشم»، «دندان مار»، «گروهبان»، «رد پای گرگ»، «تجارت»، «سلطان»، «ضیافت» و «حکم».

این منتقد و مستندساز ادامه داد: «به علاقمندان فیلم‌های کیمیایی مژده می‌دهیم که قرار است در صورت فراهم‌شدن شرایط، دو فیلم کوتاه «اسب» و «پسر شرقی» که به کارگردانی کیمیایی پیش از انقلاب در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان ساخته شده به آثار مجموعه اضافه شود و دو مستند مستقل درباره این فیلمساز ساخته امیر قادری و المیرا مقدم هم  از دیگر آثار جمع‌آوری شده در این مجموعه دی‌وی‌دی است.»

حسنی‌نسب در پایان گفت: این مجموعه پس از پایان مراحل فنی و اصلاح رنگ و میکس، به بازار نمایش خانگی عرضه می‌شود. امیدواریم مورد توجه علاقمندان قرار بگیرد و با تولید و جمع‌آوری مجموعه‌های دیگر درباره فیلمسازان بزرگ ایرانی ادامه پیدا کند.»

عوامل اصلی تولید این مجموعه مستندها عبارتند از:
طراحی، متن و کارگردانی: نیما حسنی‌نسب – رنگ، گرافیک و تدوین: علی فراهانی (با تشکر از آرزو ارزانش) – مدیریت و طراحی هنری: آرزو فراهانی -
تهیه‌کننده: نیما حسنی‌نسب – تهیه‌شده در «موسسه رسانه‌های تصویری»

منبع : سینمای ما – خبرگزاری مهر

اکتبر 31, 2009 at 11:41 ق.ظ. بیان دیدگاه

همه چیز درباره حاشیه‌های محمد رضا گلزار در هفته‌های اخیر؛

همه چیز درباره حاشیه‌های محمد رضا گلزار در هفته‌های اخیر؛
از کنایه یالثارات تا ممنوعیت ورود خانمها به دفتر گلزار
382df20c734ac479d59fe5c4486ef469

 

سینمای ما ـ محمد تاجیک: محمد رضا گلزار بازیگر و ستاره سینمای ایران این روزها به شدت خبر ساز وپر از حاشیه است .از انتشار خبر دیدار او با احمدی نژاد ومشایی گرفته که به تازگی منتشر شد تاخبر های حاشیه ای متعلق به هفته های گذشته که توسط سایتهای پرخواننده ورسانه های مکتوب منتشر شد .حواشی اخبار و بحثهای مربوط به گلزار از هفته نامه اصولگرای یالثارات تا نشریه جوان پسند همشهری جوان وستون پیامهای تلفنی یک هفته نامه سینمایی ادامه دارد .

گلزار در یالثارات
حواشی و اخبار مربوط به آقای گلزار به هفته نامه یالثارات هم رسیده است .این نشریه ار گان انصار حزب الله در شماره اخیر خود در مطلبی طنز با عنوان :گلزار و اسفندیار با اشاره به دیدار گلزار با اسفندیار رحیم مشایی می نویسد :1- گل بود به چمن نیز آراسته شد .2-حیف نیست آدم همنشین گلی مثل اسفندیار باشد و با گلزار دم خور نباشد ؟
3- وقتی آدم می تواند با موجود خوش تیپی مثل گلزار هم صحبت باشد حیف نیست بیاید و مثلا با چهار تا آدم فرهنگی حزب اللهی که سالهاست باید رییس جمهور را ببینند و هنوز موفق به این کار نشده اند (و احتمالا آدمهای خوش تیپی هم نیستند)وقت بگذارند؟
4-آنهایی که پشت سر گلزار هزار تا حرف و حدیث ناجور ونامربوط زده اند بروند دهانشان را آب بکشند وتوبه کنند!(این هم نتیجه اخلاقی)

منتقدان و موافقان گلزار
اما رضا صائمی سر دبیر نشریه پر خواننده زندگی ایده آل در یادداشتی در همشهری جوان می نویسد :»تک سو پر استار سینمای ایران «این تیتر شرطی است که محمد رضا گلزار برای مصاحبه با تمام نشریات می گذارد .فرقی هم نمی کند چه یک مجله جدول و چه پر تیراژ ترین مجله کشور .اما این تیتر از کجا می آید ؟ این عقیده ایست که شاید غیر از خود گلزار و تعدادی از اطرافیانش ،کسی چندان به آن اهمیتی نمی دهد .البته باید منصف بود .وقتی در خیابان مدام تین ایجر های 15تا 20ساله برایت جیغ می زنند و دنیایت هم معطوف به اطرافیانی است که دوره ات کرده اند باید هم همین فکررا کنی .
آقای صائمی درادامه روایت می کند که دوست مشترکی پیش از بازی اخیر تیم ملی به او زنگ زده و پیشنهاد حضور در تمرینات تیم ملی را می دهد .این کار اگرچه برای وجه او خوب بوده بعد از چند دقیقه بااین دوست تماس می گیرد :برای اینکه بیایم تیم ملی چه قدر می دهند؟

حسادت به گلزار
این در حالیست که همایون نصیری سر پرست گروه دارکوب (یک گروه موسیقی که گلزار قبلا با آن همکاری داشت )در یادداشت دیگزی درحمایت ازگلزار می نویسد : گلزار زمانی که در گروه ما بود در دوستی اش کم نمی گذاشت و وقتی هم همکاری مان قطع شد نه به خاطر اختلاف و حاشیه بلکه به خاطر مشغله کاری او بود .
وی درادامه می نویسد : در تمام دوران همکاری مان در دارکوب هیچ وقت ندیدم دنبال حاشیه باشد .مطمئنا کسی از درد سر خوششنمی آید . او در بخش دیگری از مطلب خود می نویسد :به نظرم حسادت ها روی محمد رضا گلزار زیاد بود همین حسادتها باعث شده تا اطراف محمد رضا خبرهایی درست شود که صحت ندارد و برای او حاشیه سازی می کنند.

حاشیه سازان دست از سرم برنمی دارند
همشهری جوان در یادداشت دیگری به قلم خاطره علی نسب که از او به عنوان خبرنگار نزدیک به گلزار ذکر می شود می نویسد : در پرونده سو پر استار هیچ نشانه ای مبنی برمصرف مشروبات الکلی و ….به چشم نمی خورد .
در فیلم بازداشت ستاره که توسط نیروی انتظامی گرفته شده گلزار در خانه خود به همراه چند تن از دوستان خود نشسته و رفتار خلاف شرع هم نداشته است .خود سوپر استار هم نمی داند به چه دلیل باز داشت شده وخلافش چیست .چند روزی نمی گذرد که مراحل اداری طی شده و روی توقیف گلزار خط کشیده می شود و سوپر استار برای اولین بار بعد از این ماجرا از خود دفاع می کند : اگر به جرم یکی از این تیترهایی که برایم پررنگش کردند باز داشت می شدم مگر به همین راحتی مشکلم حل می شد ؟این چند روز فقط به خاطر طی شدن مراحل اداری بود .من که عشقم ورزش است و مهمتر از همه خدا را به خود نزدیک می بینم. چگونه می توانم چنین اشتباهاتی را مرتکب شوم ؟حاشیه سازان دست از سرم برنمی دارند .

آیا عجیب است که گلزار نماز می خواند؟
از سویی دیگر محمد رضا گلزار به تازگی گفت وگویی با آیدا مصباحی و آرش نصیری در هفته نامه ایران دخت کرده و به دفاع از خود پر داخته است .در بخشهایی از این مصاحبه سوال کنندگان از گلزار می پرسند : به نظر می رسد حواشی که دیگران در مورد ش حرف می زنند اصلا مربوط به شما نمی شود . خیلی ها هستند که خیلی اعتقادات را ندارند اما در موردش حرف می زنند شما دارید ونمی خواهید درموردش حرفی بزنید ؟گلزار نیز در جواب می گوید :مثلاآیا برای شما عجیب است که من همیشه نماز می خواندم وخوانم ؟آیا هنر پیشه ای که شلوار جین می پوشد اگر نمازش را هم سر وقت بخواند عجیب ناراحت کننده وتعجب آور است ؟چرااین غیر قابل باور است ؟
گلزار در ادامه جمله ای از پاییلو کوییلو نقل می کند ومی گوید :کوییلو معتقد است قبل از اینکه راجع به راه رفتن کسی قضاوت کنید . چند قدم با کفشهای او بردارید . یعنی خودتان را در جایگاه وموثعیت او ببینید بعد قضاوت کنید .

باد مخالف و بادبادک
بازیگر فیلمهایی چون بوتیک و آتش بس در ادامه حرفهای خود می گوید :من هم یک اعتقاددارم .من می گویم تا باد مخالف نباشد باد بادک بالا نمی رود .وفتی می خواهی برسی به اوج باد مخالف حتما باید باشد تا این اتفاق بیافتد .
گلزار در ادامه این مصاحبه می گوید که حاشیه ها برای او آزار دهنده بوده است: چون گاهی اوقات لطمات جبران ناپذیری به آدم می زند مثلا وقتی مجله ای را باز می کنم می بینم تیتر مغرضانه ای زده و مطلبی نوشته که خودش و دوستانش از آن استفاده کنند و این آدم با خودش فکر نمی کند که دارد به یک انسان دیگر لطمه می زند من می گویم آدم نباید به هر قیمتی پول در بیاورد .

آدمهایی که گناه دارند
وی ادامه می دهد : مادرم به من می گوید : دیدی فلان جا فلانی برایت چی نوشته ؟می گویم مادر من این آدمها گناه دارند . حق دارند .برای اینکه گاهی اوقات خودم را جای این آدمها قرار می دهم ، می گویم شاید ،یک درصد اگر من هم جای آن آدم بودم ،شاید آن اشتباه را من هم مرتکب می شدم .

حسادت، گناه و غرض ورزی
گلزار همچنین گفته آدمهایی که برایش حاشیه سازی می کنند چند دسته اند یکسری از روی حسادت این کاررا می کنند،یکسری آنهایی که گناه دارند ودعا می کند خدا کمکشان کند .یک عده هم که مغرضانه رفتار می کنند آنها یی هستند که نتوانستند از او بهره برداری کنند مصاحبه خواسته اند او نداده است ساعتها با سبدهای گل دم در دفترم منتظر مانده اند و چون گلزار به گفته خودش جنس این آدمهای کثیف و بد ظاهر را می شناخته جوابشان را نداده است .

من همان گلزاری هستم که بودم
حرفهای آقای گلزار همچنان ادامه دارد: من چون شدیدا آدم روراستی هستم . زمانی احساسم در برخورد با آدمها فرق می کند که احساس می کنم با من روراست نیستند .من همان گلزاری هستم که از زمانی که خودم را شناختم بودم .

مردم می دانند مغرور نیستم
مردم وقتی من را می بیینند می گویند ما فکر می کردیم تو حتما خیلی مغرور و بداخلاق هستی .اما می بینند که من اینطوری نیستم چون مردم را دوست دارم .

گلزار مغرور یا گلزار مهربان ؟
سیامک رحمانی درادامه یادداشتهای همشهری جوان درباره گلزار نوشته است :گلزار باید خوشحال باشد که طرفدارانش او را از نزدیک ندیده اند و فکر می کنند همان آدم حساس،شوخ طبع وجذابی است که بیشتر می توان روی پرده دید .این اشتباهی است که همیشه طرفداران ستاره ها دربرابر چهره های محبوبشان می کنند واز آن گریزی نیست .جالب است بدانید هفته نامه سینما در ستون پیامهای تلفنی این هفته خود پیامی را به نقل از خانواده ای با عنوان جمالی منتشر کرده بود و با اشتیاق خاصی در این پیام عنوان شده بود که گلزار بر خلاف تصورشان برخورد واقعا خوبی با آنها دریک مراسم اکران فیلم درسینما آزادی داشته است وای کاش بقیه بازیگران هم مثل او بودند .

پریدن با چتر
کار نکرده ای که خیلی دوست داشتم انجام بدهم خلبانی است .خیلی دوست داشتم خلبان شوم و پریدن با چتر را هم دوست دارم .اما می ترسم که این کار را انجام دهم و آقایان دوباره برایم حاشیه درست کنند .مگر اینکه یواشکی بروم با چتر بپرم .

ورود خانمها ممنوع
گلزار ادامه گفت وگوی خود با ایران دخت می گوید:من یادر خدمت خانواده هستم ویا می روم باشگاه یا در دفترم هستم .من فعلا نه کافی شاپ می روم ونه رستوران .در دفترم یک عده جوان دارند کار می کنند که همه شان هم پسر هستند منشی های دفتر هم مرد هستند وورود خانم هم ممنوع است .
برای یکی از مراسمها رفته بودم کرمان .آنجا رفته بودم یک روز نامه بخرم دم دکه یک جوان یک مجله را برداشته بود وبدون اغراق 7- 8 دقیقه داشت به عکس من در آن مجله نگاه می کرد .من زدم به پشت پسر . برگشت . درآن لحظه فکر کرد که واقعا دارد خواب می بیند.داشت عکس مرا نگاه می کرد و فکر کرد از آسمان آمده ام

چه کسی برای گلزار پاپوش دوخت؟
ستاره سینمای ایران در پایان حرفهای خود می گوید :مخصوصا تریبونی هم وجود ندارد که من بروم پشت آن تریبون و برای مردم صحبت کنم و از خودم دفاع کنم و بگویم این حواشی که درست شده همه اش دروغ است و پاپوش است .مسائل دیگری هم هست که اگر لازم باشد هم را جع به آنها صحبت خواهم کرد .مسائلی که مردم باز دارند راجع به آن صحبت می کنند و من حتما راجع به آن صحبت خواهم کرد .

اکتبر 31, 2009 at 11:37 ق.ظ. بیان دیدگاه

پاسخ حامد بهداد به هوشنگ گلمكاني

پاسخ حامد بهداد به هوشنگ گلمكاني
بوي بازنشستگي‌تان مي‌آيد جناب دن كورلئونه
d0f9b507fd476bc3c3341769ca64ee9b

 

سینمای ما – جناب گلمكاني، اينجانب حامد بهداد، ميزان موفقيت و محبوبيتم را در ميان مردم هرگز مديون نقد و يادداشت‌هاي منتقدين نمي‌دانم. مقوله نقد بيش از آنكه مشتريش مردم باشند راهكاري است براي خود ما سينماگران كه اگر نكته‌اي وارد باشد، اشعارمان را در ارائه كار، هرچه ناب‌تر كنيم.

يادداشتي نوشته بوديد از سر بي‌عنايتي بر كارنامه اينجانب. گويا قصد واگذاري مافياي نقد را داريد و فقط به صدور راي مخالفم يا موافقم بسنده فرموده‌ايد. خب نماينده مجلس مي‌شديد استاد. گيرم نظرتان راجع‌به كار بنده همان چند خطي بود كه رفت. آيا معنايش چيزي جزو مهر تاييدي جهت‌دار بر نقدي به‌ظاهر تئوريك بود؟ آن هم با ترفند لفاظي؟ چه كه خود بهتر مي‌دانيد اگر آن نقد محلي از اعراب داشت محتاج تاييديه شما نبود. اينجانب عقيده دارم سينما بدون نقد و منتقد مي‌ميرد -كه البته اين شامل حال نقدي كه به عمد و تاكيد، تاييد فرموديد نمي‌شود- دلايل نقد موردنظر براي اثبات ادعايش ربطي به كار اينجانب ندارد؛ مثلا ماجراي سگ‌سكوت و چيدمان عكس‌هايي خارج از متن كه به صلاحديد شما اتفاق مي‌افتد. اين است كه مي‌گويم جهت‌دار. اگر اينجانب در يك نشست تخصصي، مربوط به تئاتر تجربي، روي ميز مي‌روم چه ربطي به كارنامه سينمايي بنده دارد؟ اگر در آن جلسه دست به حركات نمايش زده‌ام، منظوري مشخص را دنبال كرده‌ام. مضاف بر اينكه مي‌دانم از تئاتر تجربي كمتر مي‌دانيد؛ چرا كه نمايش، از همان جلسه مطبوعاتي شروع شده بود.

نقد مورد تاييدتان به اينجانب بيشتر از منظر طب روانشناسي پرداخته است، كما اين‌كه در اهانت‌نامه بعدي منتقد، درباره سوابق پزشكي و تربيتي بنده اظهار فضل شده. جناب گلمكاني، اگر در روزنامه وطن امروز از اينجانب اشارتي و كنايتي به شما رفت قويا عذر مي‌خواهم. قصدم توهين نبود اما روي سخنم با شما بود، نه با نقد موردتاييدتان. جاي درنگ است كه هر نقدي از هر منتقدي را در مجله خود چاپ كرده و مستدل بخوانيد، كه همين تاييد شما سرآغازي بود براي توهين به خانواده‌ام. مي‌خواهم بدانم نقد ذكر شده، دقيقا به كجاي مقوله بازيگري اشاره مي‌كند. ماجرا اين است كه مجله فيلم آهسته آهسته مي‌رود تنها افتخارش اين باشد كه پس از 30 سال ديرينه‌ترين جريده سينمايي است و بس. مي‌رود تا بافت ذهني و روحي مديران و منتقدان مجله، شبيه مبارزه شعراي كلاسيك عليه ادبيات مدرن شود (كه اين البته چيزي از ارزش‌تان كم نمي‌كند) اما آيا اين بود چشم‌انداز شما؟ اينگونه به‌نظر مي‌رسد به محض اينكه پديده‌اي نو و متفاوت به نگاهتان نمي‌گنجد درصدد حذف آن برمي‌آييد.

نگاهي كه طبق آن، بدترين را بهترين جلوه دهيد و برعكس. نقد مذكور كه حضرتعالي راجع ‌به كار بنده تاييد فرموديد، ايجاد نفرت مي‌كند؛ نه به دليل ارزيابي علمي، كه به دليل خارج بودن از جاده انصاف آن هم از سر بي‌دانشي. از همين ‌روست كه كورسوي تشويق شما باعث آزار مي‌شود. هرچند كه مسعود مهرابي عزيز در كمال آقايي و بزرگواري همين يك مورد را هم برگ قرمزي قلمداد كرد. با اين حال چند خطي لطف كرده بوديد و از اغراق در بازيگري‌ام گفته بوديد. اين، قدر مسلم به ضعف كارگرداني بعضي از فيلم‌ها هم مربوط مي‌شود. پس آن كارگردان كه ذوق مي‌كند و در پايان پلان دستور چاپ بازي مرا مي‌دهد، شرح وظايفش از نگاه زيبايي‌شناسي چيست؟ فيلمسازان و فيلم‌نامه‌نويسان در ابتداي كار صفر را صد جلوه مي‌دهند (كار برعكسي كه حضرتعالي در حق بنده فرموديد. سواي هتك حرمت از خانواده‌ام توسط منتقد موردتاييد) بگذريم، باب تخيل گشوده و تمامي اجزاي اجرا در ذهن پروريده مي‌شود. نقش را باطن و لباسي متصور مي‌شوي اما فيلم‌نامه را كه مي‌خواني ذوقت كور مي‌شود. هزاران ايده و پيشنهاد كه سرصحنه برده‌اي كارگر نمي‌شود، نه به ذهن صحنه و نه كارگردان. چرا كه محمل هيچ پيشنهادي فراهم نيست. والا حق با شماست جناب. اينكه احساس مي‌كنيد در فيلمي بد من با كارم اين جمله را مي‌گويم كه:«ببينيد من چه بازيگر خوبي هستم.» حقيقت دارد. خاصه به اين دليل كه مانند بسياري از بازيگران هم‌نسلم روي خطي صاف و يكنواخت حركت نمي‌كنم. ريسك مي‌كنم. بالطبع امكان خطر و خلاقيت بيشتري وجود دارد. مضحك‌ترين جاي نقد موردتاييدتان آنجا است كه به من مي‌گويد به بازيگر روبرويم (الناز شاكردوست) و احساسات او بي‌توجه بوده‌ام. قابل توجه دوستان پشت صحنه فيلم دل‌خون! و تماشاچيان و سينماگران محترم! من به ايشان بي‌توجه بوده‌ام يا ايشان به من؟ شما را چه مي‌شود جناب گلمكاني كه بر چنين نقدهايي صحه مي‌گذاريد؟ اگر براي فيلم بوتيك، روز سوم، كافه ستاره، آخر بازي و … نقدي بر كار اينجانب نمي‌نويسيد، چيزي نيست مگر احساس كاذب پدرخواندگي كه در عرصه نقد سينما مي‌كنيد.

نه چنين نيست جناب گلمكاني. شما GOD father نقد اين سينما نيستيد. من از آن دست بازيگراني نيستم كه نديدن شما را ناديده بگيرم. نديدن و نفهميدن و درك نكردن شما، آن هم به عمد، علاوه بر اينكه سابقه‌تان را مخدوش مي‌كند، منجر به نديدن و نفهميدن و درك نشدن يك عمر حضور- شايد اتفاقي – خودتان در نقد سينما خواهد شد. تيشه به ريشه خودتان زده‌ايد اگر قاعده و رويه نقد را گم كرده‌ايد، نه من. مرا بزرگاني چون سمندريان، كيميايي، تقوايي، صدرعاملي، بيضايي، فرمان‌آرا، فرهادي، شهبازي و قبادي‌ها دعوت به همكاري كرده‌اند، چه منجر به همكاري شده چه نشده.(اسامي را مرور فرماييد.) نگذاريد تنها امتياز نوشته‌هايتان آزادي اظهار سليقه باشد كه اين براي شما كم است. يا نقدي مبتني بر دانش روز سينما و بازيگري بنويسيد، يا اگر خود را از نوشتن نقدي معاف مي‌دانيد، صرفا اظهار سليقه كافي نيست.

 اينكه خطاب به شما (فقط شما) با تعصب و جديت مي‌نويسم از اين‌روست كه يك مويتان مي‌ارزد به هزاران تازه كار ناكارآمد چند جلد خوانده. در مورد شبانه‌روز فرموده بوديد هنر كارگردان‌ها اين بوده كه توانسته‌اند دست و پاي مرا بسته يا اينكه چهره‌ام را زير گريم پنهان كنند. اين ديگر چه نقدي است عزيزدل؟ شايد نمي‌دانيد نقشي را كه بازي كرده‌ام مابه‌ازاي واقعي و اجتماعي داشت. راجع‌ به آن نقش تحقيق شده بود. اگر هم نكته‌اي باشد به زبان سينمايي ويژه فيلم و به لول و زاويه دوربين برمي‌گردد. براي من هوشنگ گلمكاني بي‌هيچ نبود. باز هم گلي به گوشه جمال خودتان. عرصه محروم است از جوانان پرصلاحيت. اينكه مي‌فرماييد استعدادكي دارم از سرم هم زياد است.

در آن قحطي حوصله‌تان كه حتي 6 خط مرا قابل نمي‌دانست اميد همين تك كلمه هم نمي‌رفت. منتقدين بي‌سواد هميشه از سينماگران عقب‌تر بوده‌اند، هم در دانش سينما و هم در تجارب آن. براي آنها صرفا وجاهتي كه از سينما كسب مي‌كنند حائز اهميت است، نه خود سينما. قصد ندارم راجع‌ به نقد خوب حرف بزنم كه آدرس اين مهم را از اغلب يادداشت‌هاي خود شما دارم. عمدا بد ديدن و بد خواندن نه حق من بود و نه برازنده شما. نقدي كه تاييد فرموديد نوشته‌اي بود از سر كينه و عاري از غريزه؛ مطالبي در حد تماشا و مطالعه و نه در مقام تجربه و اجراء. ننگ‌آور است براي من كه درصدد توجيه كارم برآيم. به قول جناب مهرابي:«باوقار و بالنده به راهتان ادامه دهيد. همچون گذشته.» من نيز در اين راه از شما تاسي مي‌جويم.

اکتبر 31, 2009 at 11:31 ق.ظ. بیان دیدگاه

حقایقی درباره لیلا دختر علی حاتمی

به بهانه بازی لیلا حاتمی در فیلم بی پولی
حقایقی درباره لیلا دختر علی حاتمی
e8214ece8a9393f5737108923d978645

 

مینا اکبری: ليلا حاتمي، دو هفته پس از ‌آغاز اكران پانزدهمين فيلم كارنامه بازيگريش، سي و هفتمين سالگرد تولدش را جشن خواهد گرفت. همزماني اين دو رويداد را مي‌تواند سرفصل‌ تازه‌اي دركارنامه اين بازيگر تلقي‌كرد. سيزده سال پيش داريوش مهرجوئي بازي فيلم نقش ليلا را به او سپرد، حادثه‌ايي كه حضور‌هاي مورديش در فيلم‌هاي پدر فقيد زمينه وقوعش را فراهم نكرده بود.

نه سال پيش با فيلم آب و آتش او با يك پيچ تند هم تصورات ما از خودش در تكرار نقش دختران معصوم و بغض آلود را فرو‌ريخت. مريم شكوهي با آن پسر‌عموي سنگدلش تيشه‌اي بود به ريشه همه تصورات ما از ليلا حاتمي. او يك بازيگر كامل بود. ليلاي مهرجوئي و مريم فیلم آب و آتش فریدون جيراني برايش ارج و قرب و توجه آوردند. او توانست بار سنگيني كه اين دو فيلم بردوشش گذاشته بودند، با ديپلم افتخارفجر و تنديس خانه سينما به سلامت زمين بگذارد. اما تكرار فيلم‌هايي كه دوباره ليلا را به همان وادي معصوميت ذاتي و بغض ابدي مي‌كشاند، آرام آرام ما را به فراموشي آن پيچ تند فر‌ا‌مي خواند.

او در اين سال ها طعم مادر شدن را چشيد و سنش هر سال با تكرار همان نقش‌ها بالا مي رفت، تا ما هم چنان دل خوش آرامش چهره‌ايي باشيم كه ياد‌آور صحنه‌هاي باشكوه عاشقيت در فيلم‌هاي پدرش بود. اما پيچ تند دوباره در راه بود. بگذاريد قبل از رسيدن به اين پيچ تند كمي درباره ليلا حاتمي حرف بزنيم. در رشتهٔ ریاضی فیزیک در تهران دیپلم گرفت. در دانشگاه پلی تکنیک در رشتهٔ برق شروع به تحصیل کرد. پس از دو سال به لوزان سوئیس رفت تا ادبیات فرانسه بخواند.

به علت بیماری پدرش در ۱۳۷۵ تحصیل را نیمه کاره رها کرد و به ایران بازگشت. اين همه تغيير مسير را جز پيچ تند چه مي توان ناميد. مي‌خواهم بازهم درباره ليلا حاتمي حرف بزنم. درباره اين كه او فيلم‌نامه شب‌افتتاح نوشته جان كاساواتيس را ترجمه كرده. فيلم‌نامه فيلمي درباره تنهائي. درباره دلشوره و تنهائي بازيگر روي صحنه. درباره انجام بازي ‌در ميان جمع در اوج تمناي نياز به گوشه نشيني و عزلت. حالا سرجمع حرف هايم را مي خواهم اين طور ادامه بدهم. كه آن تحصيلات نا‌كام از برق به ادبيات فرانسه و از تهران به لوزان و اين ترجمه از اين فيلم خاص تكليف ما را با ليلا حاتمي روشن مي‌كند. او آرامش خود و فيلم‌هاي عاديش را به يك باره با يك پيچ تند بهم مي زند.

چرا كه بازيگر است. او كه فرزند درام نويسي بزرگ و بازيگري خود ساخته محسوب مي‌شود، خوب بايد بداند كه چه وقت تكخال خود را از آستين بيرون بياورد. بي‌پولي تكخال ليلا حاتمي است. پيچ تندي كه به سلامت از آن عبور كرده . او در فيلمي كمدي، با انبوه بازيگران شناخته شده به تنهائي گليم خودش را به لطف انتخاب درست و هدايت حساب شده كارگردان از آب بيرون بكشد. او بازيگر است و در اين كار به پختگي رسيده. در بي‌پولي او با نهايت دقت و احساس يك دختر ساده‌لوح طبقه متوسط تهراني را به نمايش مي‌گذارد. بي‌پولي اثبات بدون بحث اين ادعاست كه ليلا حاتمي در اوج است. خدايا براي او يك پيچ تند ديگر مقدر كن. اين آرزوي ماست براي او در آستانه چهل‌سالگي.

اکتبر 31, 2009 at 11:27 ق.ظ. بیان دیدگاه

باز هم رقم دستمزد محمدرضا گلزار خبرساز شد

باز هم رقم دستمزد محمدرضا گلزار خبرساز شد
90 ميليون تومان دستمزد براي 3 روز بازیگری در نقش ملک‌الموت

382df20c734ac479d59fe5c4486ef469

سینمای ما- بار دیگر رقم دستمزد بازيگر موفق و پول‌ساز سینمای ایران خبرساز شد. در روزهاي اخير خبری نقل محافل مختلف سینمایی است که می‌گویند او براي 3 روز بازي در يك نقش سينمايي 90 ميليون تومان دستمزد دريافت كرده است. در این باره خبرها و تحلیل‌های مختلفی مطرح است. به گزارش روزنامه جام جم و چند رسانه دیگر «اين بازيگر كه اين روزها فيلمي‌ ملودرام با بازي وي در دو نقش روي پرده است، در فيلم جديد خود كه ساخته كارگرداني جوان است در نقش يكي از فرشتگان ظاهر شده است. وي طبق توافق با تهيه‌كننده فيلم براي هر روز بازي در اين فيلم 30 ميليون تومان دستمزد خواسته كه تهيه‌كننده نيز اين مبلغ را به وي پرداخت كرده است. »

این اولین بار نیست که رقم دستمزد بالاي اين بازيگر در سال‌هاي اخير با واكنش‌هاي مختلفي از سوي تهيه‌كنندگان سينما و محافل سینمایی مواجه شده و جالب این‌جاست که خبر دریافت دستمزد بابت کاری مشروع و حقوقی مثل بازیگری با ایما و اشاره منتشر می‌شود؛ مثل یک شایعه یا عمل خلاف که انگار جرم است یا اتهامی‌ست که نباید نام مرتکبش را اعلام کرد!  سایت سینمای ما برخلاف رسانه‌های دیگر نام این ستاره سینما را هم در خبرش اعلام می‌کند، چون به هیچ‌وجه فکر نمی‌کنیم دریافت دستمزد بالا برای هر کاری جرم باشد، مگر این‌که تهیه‌کننده یا بازیگر این رقم را تکذیب کنند.

البته گمان می‌کنیم نیازی نیست که بگوییم این بازیگر محمدرضا گلزار است که مدتي پيش هم دستمزد 70 ميليوني‌اش براي حضور در يكي از فيلم‌هاي روي پرده (دو خواهر)، واكنش‌هاي تند بی‌دلیل و غیر موجهي را از سوي تهیه‌کنندگان و انجمن بازيگران و بخش‌های دیگری در بدنه و مدیریت سينماي ايران به همراه داشت. جالب این‌جاست که کارگردان / تهیه‌کننده‌ای که این دستمزد را پرداخت کرده، از این رقم و از این همکاری راضی است و رقم فروش فیلم هم این روزها نشان می‌دهد که او از این همکاری سود خوبی برده است.
معاون سينمايي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي‌ به‌تازگي در مراسم معارفه مديرعامل جديد فارابي تلويحا نسبت به افزايش دستمزد بازيگران انتقاد و اعلام كرده بود اين مساله موجب افزايش ديگر هزينه‌ها در سينماي ايران شده است. با این‌که هنوز واكنشي از سوي انجمن بازيگران یا اتحادیه تهیه‌کنندگان و محافل دیگر سينماي ايران نسبت به اين دستمزد ابراز نشده، اما نکته این است که وقتی این ستاره سینما می‌تواند موفقیت فیلم‌ها را در گیشه تضمین کند، چرا نباید بخشی از این سود را به عنوان دستمزد مطالبه کند؟

به نظر می‌رسد تا زمانی‌که آمار فروش فیلم‌هایش پایین نیامده، این بازیگر حق دارد در سودی که به جیب تهیه‌کننده و سرمایه‌گذاران فیلم‌ها می‌ریزد سهم کوچکی داشته باشد. موضوع آن‌قدر واضح و بدیهی است که معلوم نیست چرا اخبار این رقم‌های دستمزد چنین واکنش‌هایی ایجاد می‌کند. مقایسه ارقام فروش چند فیلم اخیر او و رقم‌های دستمزد دریافتی‌اش می‌تواند تعادل در این بحث اقتصادی را روشن کند.

سایت «سینمای ما» آماده است تا حرف‌ها و نقد و نظرهای مختلف را در مورد این موضوع مطرح و منعکس کند. موضوعی که از ابعاد مختلف اقتصادی، فرهنگی و جامعه‌شناسانه قابل بررسی و تامل است.

منبع : سینمای ما

اکتبر 31, 2009 at 11:13 ق.ظ. بیان دیدگاه

منبع آگاه در معاونت سینمایی ممنوع التصویر شدن میترا حجار را تایید کرد

یک خبر بد در میان اخبار خوش این روزها
منبع آگاه در معاونت سینمایی ممنوع التصویر شدن میترا حجار را تایید کرد

df9f71f5dac713228bad6da92eb1cd6f

 

سینمای ما - یک هنرپیشه دیگر سینما ممنوع ‌‌التصویر شد. روزنامه تهران امروز نوشت: با اینکه رفع توقیف «به‌رنگ ارغوان»، احتمال اکران «سنتوری» مهرجویی و بازگشت «گلشیفته فراهانی» مطلع گزارش‌های سینمایی روز است در تازه‌ترین خبر «میترا حجار» ممنوع‌التصویر اعلام شد. یک منبع آگاه در معاونت سینمایی با تایید این خبر گفت: «حراست وزارت ارشاد ممنوع‌‌‌التصویری «میترا حجار» را اعلام کرده است. البته باید توجه داشت ممنوع‌‌‌التصویری این هنرمندان به صورت شفاهی اعلام می‌شود و تهیه‌کننده نیز باید شفاها از این موضوع مطلع می‌شد که نباید با این بازیگر قرارداد ببندد.»

اکتبر 31, 2009 at 11:09 ق.ظ. بیان دیدگاه

درباره فیلم «كتاب قانون» چهارمين ساخته مازيار ميري

عقيده‌هايي كه گاهي فراموش مي‌شوند

b48641a90e7b30e6d782f4f165b24451

سینمای ما- مهدی تهرانی: با «قطعه ناتمام» به عنوان يك فيلم تقريبا مستقل اولين حضور مازيار ميري در سينماي ايران رقم خورد؛ فيلمي كه كليشه در آن جايي نداشت. «به آهستگي» و «پاداش سكوت» به عنوان 2 كار بعدي او، اگرچه نشانه‌هاي فيلم اول او را بر خود داشتند، اما هم درخصوص هنرپيشه‌هاي فيلم و هم تغيير ژانر بيشتر توي چشم آمدند. چرا كه به آهستگي نيز كمي تا قسمتي فيلمي فرهنگي شناخته مي‌شود، اما نقش اولش را يك سوپر استار (محمدرضا فروتن)‌ بازي كرد و پاداش سكوت نيز كاري درباره جنگ بود.

چهارمين ساخته مازيار ميري يعني كتاب قانون كه الان در اكران عمومي است، تاريخ توليدي مربوط به 2 سال پيش را دارد. داستان هرچه بوده، كتاب قانون نتوانسته بود در زمان مديريت سينمايي قبلي در وزارت ارشاد جواز اكران پيدا كند و حالا با يكي دو تغيير (به گفته صاحب اثر)‌ و در زمان مديران فعلي، اجازه اكران يافته است.

حالا تماشاگر با 4 فيلم از مازيار ميري روبه‌روست و هر كدام تقريبا در يك ژانر. بويژه كه كتاب قانون يك فيلم كمدي است. نكته قابل توجه و شايد قرابتش با كار سوم او، حضور دوباره پرويز پرستويي در فيلم ميري است. آن هم با تيپيكال متعدد و شخصيت‌هاي محوري خاص.

كتاب قانون يك طنز اجتماعي است كه در بستري از كمدي و انتقاد روايت مي‌شود. ميري اما خود تفاوت‌ها در عقيده‌ها را به تصوير كشيده است؛ عقيده‌هايي كه اگرچه ثابت است اما گاهي فراموش هم مي‌شوند يا بابت سهل‌انگاري عمل به آنها از دست مي‌رود.

داستان در واقع درباره يك تازه مسلمان است. آدمي كه قرار است راه و رسم مسلماني را ياد بگيرد و در اين راه كسي دست‌گير و راهنماي اوست كه عمدتا از آنها به عنوان مسلمان شناسنامه‌اي ياد مي‌شود. ضمن اين‌كه اين مسلمان شيعه هم هست؛ يعني در طي داستان و داستانك‌هاي فيلم، به مواردي اشاره مي‌شود كه مربوط به خود ماست و ايراني جماعت مي‌تواند از ديدنشان لذت ببرد و بخندد نه تماشاگر ديگري.

كتاب قانون 2 قسمت دارد. ژوليت يك مسيحي است كه در لبنان زندگي مي‌كند. آنچه از او در اين لوكيشن كه در لبنان مي‌گذرد مي‌بينيم مرتبط است به پيش از اسلام آوردن او. پس از مسلمان شدن اما قصه در ايران پيگيري مي‌شود و ژوليت به آمنه تغيير نام داده است. پس مي‌توانيد تصور كنيد (اگر فيلم را نديده‌ايد)‌ ژوليت در قسمت ابتداي فيلم مسلمان نيست؛ حجاب آنچناني ندارد و زندگي‌اش هماني است كه طبق فرهنگ كشورش و دينش مي‌گذشته. در قسمت دوم اما او حجاب دارد و مناسبات را رعايت مي‌كند و ناخودآگاه مواردي رخ مي‌‌دهد كه از آن مي‌توانيم به اتفاقات پارادوكسيكال ياد كنيم.

رويدادهايي متناقض به سبب تفاوت در نوع زندگي آمنه فعلي و ژوليت سابق شكل گرفته‌اند. او در لبنان و ايران به تصوير درآمده است در حالي كه قرار نيست گذشته‌اش فراموش شود در عين آن كه فقط زندگي حال حاضر او هم مطرح نمي‌شود. اين انگاره‌هاي پارادوكسيكال اصلا و فقط قرار نيست درباره مذهب و تغيير دين ژوليت باشد. او با فرهنگ و قوانين لبناني‌ها رشد كرده و طبيعي است اين موارد با زندگي ايراني‌ها تفاوت‌هاي زياد داشته باشد. اينجاست كه تضادهاي فرهنگي باعث به وقوع پيوستن و ايجاد موقعيت‌هاي كميك بشوند و صحنه‌هاي موفقي را در اين رابطه خلق كنند. به اين موقعيت‌هاي متضاد، ديالوگ‌ها و گفتگوها را هم اضافه كنيد. زبان و گفتار هم در هر فرهنگي متفاوت است. اينجاست كه بعضي تكيه كلام‌ها يا ترجمه‌اش و جا انداختنش يا تفهيم كردن و نمونه مشابه لبناني برايش سخت مي‌شود و باز هم كمدي گفتاري است كه خلق مي‌شود.

البته رواني داستان خود به خود تماشاگر را آماده مي‌كند كه منتظر موقعيت‌هاي متضاد بماند. بدون اين كه خود ميري بخواهد آگاهانه و غيرآگاهانه باجي به تماشاگر بدهد. اصلا همين كه يك ايراني در لبنان از دختري خوشش بيايد و كار بخواهد به ازدواج برسد، تماشاگر قصه مي‌تواند اين موقعيت‌هاي متضاد را حدس بزند. بامزه اينجاست كه همين سفر كاري رفتن و ماموريت رحمان نيز با كلي طنز و حرف و حديث همراه است. به هر حال او در قالب يك مهندس و كارشناس يك مركز و انستيتوي پژوهشي و تحقيقاتي كه در زمينه علوم انساني فعاليت مي‌كند به سفر مي‌رود. مناسبات كاري و جلسات اداري او را مي‌بينيم و اين كه چقدر اين روند كارهاي اداري بي‌خودي است. اين نگاه انتقادي كه در ابتدا اشاره كردم، فقط به لايه‌هاي فردي توجه ندارد.

اينجا كار به لايه‌هاي اجتماعي و مديريتي هم رسوخ كرده است. به اين مهم مي‌توانيد انتقادهاي ديگري در بستر طنز را هم اضافه كنيد. اولين ديالوگ‌ها درباره عروس آتي خانواده توانا را به ياد بياوريد. خانواده رحمان تمايلي به اين وصلت ندارند و در همين حد بي‌ميلي نشان مي‌دهند. اما وقتي مي‌بينند واقعا رحمان دارد برايشان يك عروس لبناني مي‌آورد به زبان طنز، ديالوگ‌ها و رفتارهاي جالب توجهي را شاهديم و اين انتقاد طنز‌آميز، همانا نگاه سنتي خانواده‌ها به مساله ازدواج است. در حالي كه قرار نيست هر وصلتي با آشنا باعث خوشبختي شود.

نام فيلم نيز بسيار بامسماست و با آنچه به قصه كتاب قانون مربوط است، بسيار جور جلوه‌گري مي‌كند و اين اسم واقعا ابتكاري است. به اين مضمون كه يك مسلمان شيعه با استفاده از آيات قرآن و سخنان ائمه معصومين و همچنين دستورات ديني و احكام الهي رساله، در قالب يك كتاب قانون و راهگشا و راهبر زندگي، بايد زندگي كند و وقتي پاي عمل پيش كشيده مي‌شود، مسلمان شناسنامه‌اي و مسلمان حقيقي دستشان رو مي‌گردد. نگاه باورپذير قصه كتاب قانون نيز به ظرافت به نقد برخي رفتارهاي اجتماعي و ناهنجاري‌ها مي‌پردازد.

اگر فيلم را ديده‌ايد، سكانس بازگشت آمنه به لبنان را به ياد بياوريد. او مجبور به ترك شوهر و خانواده او مي‌شود در حالي كه تنها نگراني‌اش اين است كه بچه‌دار نمي‌شود و طي اين مدت به سنت برخي خانواده‌ها كه انتظار دارند عروسشان هيچ نشده، چند تا نوه روبه‌رويشان بنشاند، به تحقير او پرداخته‌اند. اينها همه آيتم‌هايي است از ناهنجاري‌هاي فرهنگي كه متاسفانه در خانواده‌ها يافت مي‌شود و در كتاب قانون به آن پرداخته شده است.

بحث‌هاي ديني نه به صورت كلان نيز در فيلم زياد مي‌بينيم كه البته عمده آنها به واقع‌گرايي از دين برمي‌گردد. كوكب (خواهر رحمان)‌ كه رابطه خيلي خوبي هم با عروسشان آمنه دارد، در جا افتادن اين روايت‌ها بسيار موثر عمل مي‌كند، چرا كه او نيز مانند آمنه درباره شناسه‌هاي ديني همكلام است و برعكس رحمان، موافق آمنه. با اين تفاوت كه رحمان هنوز دچار بعضي سنت‌هاست كه هيچ ربطي به دين ندارد و خواهرش كم‌كم اين سنت‌ها را واكاوي مي‌كند.

همچنين بايد به نوع بازيگري و بازيگرداني هنرپيشه‌هاي بيشتر كتاب قانون پرداخت. آنچه از پرويز پرستويي به عنوان يكي از محترم‌ترين بازيگران سينماي ايران انتظار مي‌رود هماني است كه او خلق مي‌كند. تعهد در اجراي نقش‌هايش و به پختگي و زيبايي از كار درآوردن آنها. اينهاست كه براي پرستويي احترام مي‌آورد. پرستويي در كتاب قانون 5 شخصيت و 5 فيزيك حركت مختلف دارد كه اگرچه همگي نقش‌هايي كوتاه هستند، اما داستانك‌ها و شخصيت‌هاي تماتيك را جلوه‌گري مي‌كنند.

با همه اينها، چهارمين ساخته مازيار ميري را اگرچه بايد يك كمدي درام اجتماعي بدانيم، اما او مانند كار اولش، «قطعه ناتمام» هم استانداردها را رعايت كرده و هم باج به تماشاگر نداده و فيلمي خارج از كليشه روايت كرده. اگرچه ساختارهاي كمدي هر آن مي‌توانند به ورطه ابتذال بيفتند، اما در «كتاب قانون» حداقل مي‌توانيم بگوييم كار هرگز به لودگي نمي‌كشد و اين مهم‌ترين امتياز براي يك كمدي درام با لحن طنز و انتقادي است. ضمن اين كه بستر روايي فيلم اگرچه خط سير كاملي دارد، اما شكل‌گيري‌اش طاقت‌فرسا بوده چراكه با دو لوكيشن متفاوت، 2 دين متفاوت، اقتضائات فرهنگي و شوونات اجتماعي مختلف، تفاوت‌هاي فاحش و بسيار كلان در انگاره‌هاي فرهنگي 2 خانواده و مقوله‌هاي ديگر طرفيم. قرار نيست هر موقعيت متضاد خنده بر لب بنشاند و قرار نيست حتي با هر موقعيت متضاد پيامي خلق گردد. به نظر مي‌رسد در چارچوب استانداردهاي چنين آثاري، «كتاب قانون» فيلمي شاخص جلوه كند؛ اگرچه اكران و نمايش عمومي‌اش 2 سالي به طول بكشد.

اکتبر 31, 2009 at 11:06 ق.ظ. بیان دیدگاه

تصويربرداري سریال مهران مدیری از سر گرفته شد

شاه دربار «قهوه تلخ» تاج‌گذاري كرد

3e05a3e3bfa6f09d35a737e2b95638b1

سینمای ما- تصويربرداري مجموعه تلويزيوني «قهوه تلخ» به كارگرداني مهران مديري با بخش هاي مربوط به تاج‌گذاري از سر گرفته شد. تصويربرداري مجموعه جديد مديري با گرفتن برخي از نماهاي خارجي آغاز شده بود ولي به دليل عدم آمادگي دكورهاي داخلي تصويربرداري متوقف شد.
بنابراين گزارش، با آماده شدن تقريبي دكورهاي سريال،‌ مديري تصويربرداري خود را آغاز كرد و اولين سكانس‌ها مربوط به تاج گذاري پادشاه قصه جديد مديري با بازي «محمدرضا هدايتي» است.
لوكيشن‌هاي سريال «قهوه تلخ» يك كاخ و يك بازار است كه از مضموني تاريخي برخوردار است و داستان‌هاي آن در يك كاخ مي‌گذرد.
به گزارش فارس، «قهوه تلخ» 33 بازيگر اصلي دارد و داستان آن با بازي سيامك انصاري در نقش مورخ آغاز مي‌شود. او در ابتداي داستان كه در دنياي امروز مي‌گذرد، يك فنجان قهوه تلخ مي‌خورد و با خوردن آن به تاريخ سفر مي‌كند. او در طول زمان به مورخي تبديل مي‌شود كه در مرور خاطرات تاريخي خود، هربار دچار مسائلي مي‌شود كه اين مسائل داستان‌هاي سريال را رقم مي‌زند.
همچنين مديري قصد دارد اين بار جلوي دوربين حاضر نشود و تنها راوي داستان‌هاي «قهوه تلخ» باشد.
«محمد رضا هدايتي» نيز پادشاه اين كاخ است، «علي لك پوريان» نقش مليجك را ايفا مي‌كند. «ساعد هدايتي» نيز پزشك دربار است.
در مجموعه تلويزيوني «قهوه تلخ» كه به تهيه كنندگي «مجيد آقاگليان» و «حميد آقاگليان» ساخته مي‌شود، بازيگراني نظير سيامك انصاري، علي لك‌پوريان، آرام جعفري، سحر زكريا، اليكا عبدالرزاقي، سحر جعفري جوزاني، هادي كاظمي، نادر سليماني، بيژن بنفشه‌خواه، فلامك جنيدي، سعيد پيردوست، ساعد هدايتي و … ايفاي نقش مي‌كنند.
داستان‌هاي مجموعه تلويزيوني «قهوه تلخ» توسط امير مهدي ژوله و خشايار الوند نوشته شده است.

اکتبر 31, 2009 at 11:01 ق.ظ. بیان دیدگاه

در سالروز ولادت حضرت علي‌بن‌موسي‌الرضا (ع) با رضا رشید پور

رضا رشیدپور 11 ساعت برنامه زنده اجرا می‌کند

7fef70ef206ecaa95d9ddc121bf3aeac

سینمای ما- رضا رشيدپور در سالروز ولادت حضرت علي‌بن‌موسي‌الرضا (ع) ويژه‌برنامه‌اي را در مدت زماني حدود 11 ساعت، روي آنتن مي‌برد. رشيدپوركه در عيد سعيد فطر امسال برنامه «روي ماه» را در شبكه مردم پايتخت اجرا و كارگرداني كرد، اين بار نيز اجراي ويژه برنامه‌اي را در سالروز ولادت امام رضا (ع) در تاريخ  8/8/88 بر عهده خواهد داشت.
بنابراين گزارش، اين برنامه به طور زنده از طريق شبكه تهران روي آنتن خواهد رفت و متشكل از برنامه‌هاي تركيبي نظير دعوت از هنرمندان، طنز، گزارش‌هاي متنوع و … خواهد بود.

اکتبر 31, 2009 at 10:57 ق.ظ. بیان دیدگاه

مصفا و حاتمي پس از «چيزهايي هست که نمی‌دانیم» جلوی دوربین «آسمان محبوب» مي‌روند

همکاری لیلا حاتمی و علی مصفا ب داریوش مهرجویی، 13 سال بعد از «لیلا»

3af2883b7e06b392d39a425303ecf133

سینمای ما- علي مصفا و ليلا حاتمي پس از پايان بازي در فيلم «چيزهايي هست كه نمي‌دانيم» در پروژه «آسمان محبوب» براي سومين بار جلوي دوربين «داريوش مهرجويي» خواهند رفت. علي مصفا درباره حضورش در فيلم تازه داريوش مهرجويي اظهار داشت: پس از پايان فيلمبرداري پروژه «چيزهايي هست كه نمي‌دانيم»، بازي من به همراه ليلا حاتمي در «آسمان محبوب» شروع مي‌شود.
وي درباره احتمال تداخل فيلمبرداري اين دو پروژه به فارس گفت: بازي ما در «چيزهايي هست كه نمي‌دانيم» رو به اتمام است و برنامه ما به گونه‌اي است كه تداخلي با فيلمبرداري «آسمان مجبوب» نخواهد داشت.
علي مصفا و ليلا حاتمي كه پس از فيلم‌هاي ليلا و ميكس، در پروژه «چيزهايي هست كه نمي‌دانيم» ساخته فردين صاحب‌زماني بازي كردند، براي سومين بار در كنار هم در فيلم داريوش مهرجويي بازي خواهند كرد.
اين دو در مجموعه تلويزيوني «پريدخت» ساخته سامان مقدم نيز بازي كرده‌ بودند.
«آسمان محبوب» روزهاي پاياني پيش‌توليد را در مشهد اردهال پشت سر مي‌گذارد و به زودي وارد مرحله فيلمبرداري مي‌شود.

اکتبر 31, 2009 at 10:54 ق.ظ. بیان دیدگاه

نوشته‌های پیشین


بایگانی

بازدید کنندگان

برترین مطالب

    دسته‌ها


    دنبال‌کردن

    هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.